تبليغاتX
دوستانه
+ نوشته شده توسط نازنین در چهارشنبه سوم مرداد 1386 و ساعت 22:18 |

یکی از دوستانم لطف کردن و این آف زیبا را برام گذاشتن

وقتی خاطره های آدم زياد ميشه ديوار اتاقشون پر عکس ميشه اما هميشه دلت واسه اونی تنگ ميشه که نميتونی عکسشو به ديوار بزنی

+ نوشته شده توسط نازنین در دوشنبه یکم مرداد 1386 و ساعت 22:25 |

دنیای کوچک ما آدمها آنقدر حقیر است که هر چقدر هم تلاش کنیم بزرگ نخواهد شد آنقدر ضعیف است که هر چقدر همت کنیم قوی نمی شود چون خودمان از دنیای مان کوچکتر و ضعیف تریم

+ نوشته شده توسط نازنین در جمعه بیست و نهم تیر 1386 و ساعت 22:14 |

امروز از این چیزی که دیدم دلم گرفت فکر می کردم این تنها هالیود است که می خواهد تمدن ما را خورد کنه و ملت ما را تحقیر کنه ولی متأسفانه شما هم اگه مثل من به سایت http://www.nancyajram.com برید با این جمله روبه رو می شید:


A request from Nancy Ajram , You are not allowed to enter nancy ajram official website , becos you are from Dirty country (Iran) So Go Away and dont try again

یعنی :

درخواستی از طرف نانسی اجرم : شما اجازه ورود به سایت رسمی نانسی اجرم را ندارید چون شما از کشور کثیف ایران هستید. گمشو و دیگه سعی نکن وارد بشی.

 

+ نوشته شده توسط نازنین در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386 و ساعت 22:18 |
+ نوشته شده توسط نازنین در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386 و ساعت 22:33 |

بیایید به چشمانمان بیاموزیم که هر چیزی ارزش دیدن ندارد پس ببندیم دیدگانمان را به روی بی ارزش ها تا تجلیگر شوند آنان که مثمر ثمرند

+ نوشته شده توسط نازنین در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386 و ساعت 21:49 |

   عشق این واژه ای که این روزها خیلی حرفشو میشنویم زیاد باهاش روبه روئیم این روزا تو تمام کوچه پس کوچه های این شهر که قدم بگذاری آدمایی را می بینی که خودشونو عاشق ترین فرد معرفی می کنند و طرف مقابلشون هم خودشو خوشبخت ترین آدم میبینه که تنها عشق طرفشه اما بعد یه مدت معلوم میشه این حرفها همش یه توهم بوده و یه تخیل از سوی دیگر ماجرا همه اینها یه بازی شیطنت آمیزیه که فقط واسه پر کردن اوقات فراغت جوونی طراحی شده.

  قبلا می گفتن چشمهای آدمها آئینه قلبشونه زبان قادر به دروغ گویی است ولی چشم اصلا بهش یاد داده نشده نمیتونه ازش بر نمی یاد میگفتن برای پی بردن به حقیقت اگه توی چشم خیره بشی میفهمی ولی عجیب از اینکه دیگه آدمها مثل قبل نمی تونن از چشمهای هم حقیقت را بفهمن چشمها که دروغ نمی گن پس علت چیه؟ شاید به خاطر اینکه ماها گم شدیم اینقدر غرق دنیای دروغین ساخت دست خودمونیم که دیگه اطراف واسمون بیرنگ شده به قول دکتر شریعتی با بزرگ تر شدنمون نگاهمون هم از آسمان ( که مظهر پاکیه )  به زمین ( سرچشمه بدیها ) سقوط کرده

  اصلا شاید به خاطر اینه که خودمون توی لجنزاردروغ گویی هامون داریم دست و پا میزنیم اینقدر اسیر هوای نفسانی شدیم که دیگه احساسمون نمیتونه حقیقت را به ما بگه...................

+ نوشته شده توسط نازنین در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386 و ساعت 23:11 |

+ نوشته شده توسط نازنین در شنبه بیست و سوم تیر 1386 و ساعت 23:0 |
+ نوشته شده توسط نازنین در شنبه بیست و سوم تیر 1386 و ساعت 22:23 |

            خدای من

  هرگاه بهت احتیاج داشتم کنارم احساست می کردم عظمتت را که روی کوچکیم سایه انداخته بود با تمام وجودم درک می کردم هر وقت می خوندمت صدای اجابتت را با تمام احساسم می شنیدم شده بودی تمام وجودم عشقم علاقه ام نیروانای بودا را من خوب درک نکرده بودم خدا درون من نبود جزئی از من هم نبود ولی همه چیز من بود همه کس من بود بزرگ بود اما با تمام بزرگیش همیشه کنارم بود همیشه با من بود من همیشه محتاجش بودمو اون همیشه پناهگاهم بود احساس خوبی بود

  اما یه اتفاق تلخ یه اشتباه محض یه لغزش یه ناسپاسی باعث شد من عزیز ترین عزیزمو یاورمو پناهگاهمو به مدت 4 روز انکار کنم

  چقدر اشتباه ؛ آخه چطور شد؟ چطور میشه آدم تو وجود چون اونی شک کنه؟ من اینکارو کردم به جرئت میتونم بگم اون مدت برام سخت ترین روزای زندگیم بود. من شک کردم فکر کردم نیست فکر کردم احساسش تخیله درکش تلقینه ولی حقیقت این نبود اون بود نه تخیل بود؛ نه توهم و نه تلقین فقط بود ..........

  بازم دستمو گرفت بازم اجابتم کرد ولی چیزی که الان آزارم میده اینه که دیگه احساسش نمی کنم دیگه صداشو نمی شنوم . من از اون دور شدم خودم کردم با یه شک بی مورد با یه اشتباه بچه گونه میترسم نکنه از من ناراحته نکنه توبمو قبول نکرده

 

+ نوشته شده توسط نازنین در شنبه بیست و سوم تیر 1386 و ساعت 22:8 |


Powered By
BLOGFA.COM